خیلی بر این باورند که کار راحت و پر درامدی دارم و خیلی ها ما رو کارکنانی وقت تلف کن و کم کاری می دونند و حتی خیلی از عزیزان با کارها و سیاستهای مدیریتی شون در عمل برخلاف کلامشون .....
صبح قبل از ساعت هشت ، مشتری پشت در ایستاده یک نگاه به ساعتش داره و یک نگاه به من و زیر لب هم ......
حوزه اول صبح زنگ می زنه که درخواست مرخصی شما به خاطر نداشتم جانشین تائید نشد و نمی تونید مرخصی برید .... می گم من امتحان پایان ترم دارم ، فردا صبح دو تا امتحان دارم به خدا در طول ترم اصلا برای دانشگاه در ساعت کاری مرخصی نرفتم .. نمی شه ، نیرو نداریم ......
سلام ،صبح به خیر مشتریان محترم ...
روز کاری چه قدر خوب شروع شد ....
کم کم مشتری های پشت باجه زیاد می شند .
اقا زودتر ، ما دیر کردیم ، ای بابا چقدر کند کار می کنه ، و ......
باید به خودم مسلط باشم و چیزی به مشتری نگم و در ضمن یک لبخند هم بزنم .
همین حین چک نمابر و اتاق پایاپای می یاد ، اول صبحی دوتا چک برگشتی...
ساعت ۱۰ شد و وقت نشد که یک دقیقه به .... برم . سلامتی من فدای ...
دیگه تحملم تموم می شه و بلند می شم و به رئیس می گم که اگر ممکن مواظب باجه باشه تا برم و زود برگردم .... ما که از صبحانه خوردن افتادیم ....
موقع رفتن پشت باجه دو سه نفر بیشتر نبودند ولی یک دفعه ای می شه ده نفر و یکی دوتا هم عصبانی و ........
مشتری می یاد تو شعبه ، صف که می بینه یک نگاه معنا داری بهت می کنه و می ره ...
باید مواظب باشم که نمونه امضاء مشتری درست باشه ، کسی جای کسی دیگه ...
تاریخ چک ، امضاء اون و ...کنترل بشه ....
مواظب باشم پول تقلبی بهم غالب نکنند و توی بسته اسکناس هزاری و دو هزاری اسکناس خرد نذارند ...
چک مسافری سایر بانکها نقدی به حساب مشتری نبرم و دوباره نفروشمشون ..
مواظب باشم چک مسافرتی تقلب ، سرقتی ، اعلام مفقودی نباشه .....
از مشتری کارت شناسای بخوام و سریال کارت بنویسم و در جواب مشتری گرام چیزی نگم که می گه ، ای بابا این که حامل یا اینکه این فقط ۵۰ تومان و یا این که من دوبار هم قبلا اومدم و ......
محترمانه به مشتری بگم که که برای پرداخت چک مسافرتی شما نقدینگی ندارم و در جواب اینکه اگه اینقدر پول نداری در بانک ببندید و در ادامه صدای محکم بهم خوردن در شعبه بی تفاوت باشم .....
همین حین پیغام کوتاه می یاد که حقوق به حسابتون واریز شد ..خوب چقدر ؟؟ ۱۳۵ هزار تومان و تازه داغ دلت تازه می شه با این همه خرج و این حقوق ماهیانه .....
باید حواست جمع باشه که یک دفعه بجای 20تومان ،۵۰ تومان بیشتر بهش پول ندی یا بدهکار ،بستانکار نکنی و .....
باید مواظب باشم که نکنه مثل رفیقم اشتباها فیش واریزی اشتباها به حساب یکی دیگه واریز کنم و طرف هم در اولین فرصت بیاد و حسابش خالی کنه ، وقتی که که بهش می گی این پول اشتباهی به حسابت رفته ، بهت بگه من که خرجش کردم و الان پولی ندارم اما می تونم ماهی 50 تومان بهت بدم . یعنی در چند ماه می شه ؟؟؟ 28 ماه و ........
مواظب باشی دفترچه ، چک مشتری جعل نکنن و حساب یک مشتری خوبت خالی نکنند و تو رو بیچاره ...
باید برای رئیس حوزه و رئیس شعبه برای ادای احترام بلند شی و عرض ادب کنی تا یک دفعه ازت دلگیر نشند و موقع نمره ارزشیابی .......
با مشتری هم باید محترمانه برخورد کنی انگار نه انگار سرت شلوغ و سخت گرفتار در کاری و گاهی هم ایشون انتظارات .....
مشتری میاد می گه که من دیروز اینقدر اوردم و شما کم بحسابم ریختی ، شما پولم خوردی ، شما دزدی ، مال مردم خوری ، الهی که این طور و اون طور بشی و من بهش می گم عزیز من این همه شما گفتی ولی اگر یک به صد اشتباه کنی من باید چی باید بهتون بگم ولی شما در این موقعیت باید محترمانه بهشون بگید خدمت اقای رئیس برسند و عرایضشون اونجا ارائه کنند . در این موقع همه یادشون می ره که همکاریم و بلند شند یک نگاهی به دفترچه و کامپیوتر بکنند تا شاید .... دیگه طاقتت سر می یاد و میری سند های روز نگاه می کنی و می گی : جناب شما اون روز این مبلغ خودتون اشتباها به حساب پسرتون ریختید که .... و تازه رئیس می گه خدا رو شکر همه چی ختم به خیر شد .خوب شما برو سر کارت . ولی این همه بد و بیراهی که به من گفتند چی ؟؟؟؟؟
ساعت 1:30 می شه دیگه باید حساب و کتابت بگیری و کنترل کنی ...
این موقع که شعبه خلوت می شه باید یک چشمت به در باشه تا مواظب باشی سارقین از این فرصت استفاده نکنند و ......
رئیس می یاد بالای سرت و بهت می گه : چرا معطلی ساعت 2 شد و تو این دفتر روزنامه بالا پایین می زنی ...
جناب رئیس حسابم نمی خونه ، کسری دارم . چه قدر ؟ 100 هزار تومان . خوب یک بار دیگه حسابت کنترل کن ، شانس بین امروز باید برم کار دارم و شما اختلاف داری ..زود باش معطل نکن ..
بعد از کلی گشتن ،چیزی دستگیرم نمی شه و بازم جناب ..
معطل نکن کسری صندوق بده ، ما کار داریم ، اخه رئیس جون صد تومان یک ماه حقوق منه .......
می خواستی دقت کنی ، کم نیاری ...........
رئیس می ره و تلفن زنگ می خوره و پشت خط مسئول حوزه بهت می گه : وضع شعبه شما اصلا خوب نیست .در منابع رشد ندارید و مطالبات تسهیلات شعبه هم روز به روز بیشتر می شه و تا این اوضاع درست نشه از اضافه کار خبری نیست .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟........................
اخه رئیس من ؛ من یک نفرم و یک شعبه و چند تا محل و روستای اطراف و این همه سند روزانه .. ..
من که هم جای دو تا تحویلدار ، معاون و خیلی از کارهای مسئول شعبه و حتی پیشخدمت شعبه کار میکنم .........
حالا نمی دونم چرا بعضی از همکارها اصرار دارند که ، ما هم باید جزء مشاغل سخت باشیم ...
اما تمام دلخوشی من این که به عنایت و لطف خدا تونستم تا امروز سالم کار کنم و خیلی کارها رو نکم .......
دلخوشی من این هست که گاهی هم یک مشتری موقع رفتن ، بهم خسته نباشید می گه و دعام می کنه......
اما گذشته از همه اینها وضع شعبه که در اون کار می کنم ، با اینکه یک رئیس و خودم بیشتر نیستیم ، خیلی خوب شده و در مدت دوسالی که اونجا هستم ، تقریبا 100 درصد رشد منابع و در امسال بیش از 50 درصد کاهش در مطالبات داریم .
سلامت و سعادتمند باشید
ویرایش شده توسط saderati_54 در شنبه 30 دي 1385 - 03:01
راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد.
راز موفقيت در اين است كه بتوانيم نظرات ديگران را كسب كنيم و به مسائل، هم از ديد خود و هم از ديد ديگران نگاه كنيم.
با هم بودن «آغاز» ، با هم ماندن «پيشرفت» و با هم كار كردن «موفقيت» است.
همکار عزیزم خسته نباشی مطالبی که شرح دادین مشکل تمام تحویلدارهاست و خدا میدونه این مشکل کی حل میشه یه اصلا حل شدنی هست یا نه........بازم متاسفانه اکثر روسایی که در حال حاضر مشغول به کارند تحویلدار نبودن و از قشر خاصصصص جامعه هستن که مستقیما رییس شدن یا اگر کاری داشتن او عقبا بوده که خدای نکرده فشار بهشون نیاد البته بعضی ها کساییم که تحویلدار نبودن نمیدونن که تحویلداری چه مزهای میده واسه همینم همیشه عجله دارن و غر میزنن........خ=حقوقم که برکت بده این ماه با 30 ساعت اضافه کار 150 ......ازون طرفم هی میگن سپرده سپرده یکی نیست بگه اخه من با کارمندای دیگه چه فرقی دارم با معلما با شرکت نفتیا با بچه های دارایی ...........کم کار میکنم کم زحمت میکشم بخاطر این 150 تومن هزارتا منت سر ادم میزارن بابا الحمدالله بانکم که دولتی مگه ما ادم نیستیم نه مرخصی داریم نه فکر راحت نه مسافرت داریم نه عید داریم نه تابستون داریم والا من الان طی این سال 4 روز مرخصی رفتم ..........نمیدونم چی بگم میدونم که هرچی بگیم هیچ گوش ...............نیست
با سلام به دوستان گرامم. نمی دان که از ماست که بر ماست یا هرچه می کشیم از فراموشی و ... رئیس های شعب و ستاد است؟؟
گویا ریاست فراموشی می آورد و یادشان می رود که گویی خود این مراحل را گذرانده اند که همینک در این مقام وسمت مشغول به خدمتتند!!!؟؟
ولی جالبست که بدانید چندی پیش این اتفاقاتی که صادراتی عزیزمان تعریف کردند برای یکی از دوستان بنده در یکی از شعب رخ داد و آن روز هم سررسید بود و با تشابه ای کار فزونی می طلبید و نیرو تقلیل.
تا اینکه بنده خدا آخر وقت متوجه شد 1.000.000 ریال پول کم آورده و حال این سو آنسو ولی خبری نبود و در همین حین جناب رئیس فرمودند که حساب را ببندیدو کمی پول را جایش بگذارید که می خواهیم برویم.
فردای آنروز هم از تمامی همکاران استشهاد جمع کرد و از همه امضاء گرفت که شهادت دهند تحویلدار بیچاره 1.000.000 کم آورده تا درج در پرونده شود ولی گویا خدا با تحویلدار بود و با درخواست تمامی همکاران این کار به سرانجام نرسید.
نتیجه اخلاقی داستان اینکه باید صادراتی گرام برود خدا را صد هزار مرتبه شکر کند که رئیسی اینچنینی نداشته.....
سلام و خسته نباشید خدمت همه تحویلداران گرام
راستش این نوشته شرح مشکلات روزانه خودم و دوستانم هست .
دو سه روز پیش وقتی جریان کسر صندوق و برخورد رئیس شعبه مربوطه از زبان دوستم شنیدم ، بر ان شدم تا چیزی بنویسم و درد دلی با شما داشته باشم .
امیدوارم که یک روزی برسه ،که همه از تحویلداری لذت ببرند .
به نظرم باید باجه نشینی و تحویلداری از مشاغل سخت محسوب بشه و از مزایای این قانون بهره مند .
راستی به نظرتون می شه یک چیزی مثل بیمه مسئولیت که بعضی مشاغل دارند ، ما تحویلدارها داشته باشیم .
ویرایش شده توسط saderati_54 در يک شنبه 1 بهمن 1385 - 01:23
راز پيشرفت، در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از اولين آنها آغاز كنيد.
راز موفقيت در اين است كه بتوانيم نظرات ديگران را كسب كنيم و به مسائل، هم از ديد خود و هم از ديد ديگران نگاه كنيم.
با هم بودن «آغاز» ، با هم ماندن «پيشرفت» و با هم كار كردن «موفقيت» است.
پرش به تالار:
ورود
آیا هنوز عضو نشده اید؟ برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ برای درخواست یک گذرواژه جدید اینجا زا کلیک کنید.